امروز: جمعه ۳ آذر ۱۳۹۶ ساعت ۰۸:۴۲
اختصاصی/لحظاتی با یادگاران دفاع:

آساره خبر: فتانه سلاحورزی؛ مسئول سابق بسیج جامعه زنان سپاه حضرت ابوالفضل(ع) استان لرستان از فعالان ستاد پشتیبانی جنگ در دوران دفاع مقدس خاطرات خود را این گونه  برایمان بیان می کند.

کد خبر: ۸۶۱
تاریخ انتشار: یکشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۳۷

حدیث عاشقان خمینی حدیث دیگری است از عشق راستین؛ روزگاری به تمثیل فرهاد و شیرین و مجنون و لیلی داستانها بودند، امتی صادق و دلسوخته آتش عشق امامی استوار و پا برجا چون کوه که پهنه وسیع زمان و گسترده پهناور زمین کمتر نظیر آن را دیده است.

فتانه سلاحورزی؛ مسئول سابق بسیج جامعه زنان سپاه حضرت ابوالفضل(ع)استان لرستان از فعالان ستاد پشتیبانی جنگ در دوران دفاع مقدس خاطرات خود را این گونه  برایمان بیان می کند.

سال 59-58 بود که با لبیک به فرمان حضرت امام مبنی بر تشکیل بسیج بیست میلیونی ؛ می طلبید هرکس به نوبه خود و در حد توانش در این راستا فعالیت داشته باشد. اینجانب هم با توجه به آمادگی و توانایی هایی که در خود دیدم و علاقه ای که داشتم به دنبال فرمان حضرت امام در بسیج به عنوان مربی آموزش نظامی شرکت کردم، طی یک دوره کوتاه مدت مهارت آموزش نظامی را کسب کردم و پس از آن به عنوان مربی آموزش نظامی در خدمت خواهران بسیجی بودم.

با توجه به بمباران هایی که می شد و در جهت آماده سازی زنان جامعه؛ کلاس های آموزشی آمادگی نظامی و امداد و نجات را برپا کردیم که حدود هفت یا هشت نفر از خواهران پس از آن جذب سپاه شدیم که همزمان با حمله تروریستها به شهرها و ترور شخصیتها بود.

در همان سالهای اولیه پس از پیروزی انقلاب تقریبا جو ناآرام و نامطلوبی در بین مدارس، دانشگاهها و شهرها ایجاد شده بود. 29 شهریور ماه  بود که جنگ شروع شد. شرایط بسیار سخت بود چرا که از یک طرف می بایست آموزشهای نظامی را تعلیم می دادیم و از طرف دیگر هم ستاد پشتیبانی جنگ یک سری برنامه ها را برای رزمندگان آماده می کرد. ما آموزش های نظامی را در مدارس، دانشگاهها و حتی پایگاههای مقاومت برای زنان خانه دار آموزش می دادیم که در همین زمان بود که حمله شیمیایی دشمن هم شروع شد که آن هم آموزشهای خاص خود را می طلبید.

***تامین نیاز رزمندگان در جبهه ها توسط ستاد پشتیبانی انجام می شد

همزمان با این آموزشها به ستاد پشتیبانی جنگ هم وارد شدیم که کار آن کمک رسانی به جبهه های جنگ بود؛ کارهایی مانند پخت و بسته بندی مواد غذایی برای رزمندگان ، دوخت پوشاک و کارهای زیاد دیگری که عمدتا در دانشگاه لرستان انجام می گرفت.برخی از خواهران در بیمارستان شهید رحیمی  و نقاهت گاهی که قبلا کارخانه پوشاک بود و بعداً به نقاهتگاه تبدیل شد و رزمندگان را به آنجا منتقل می کردند، فعالیت داشتند. یک سری از خواهران هم با نام" انصارالمجاهدین "کار سرکشی به خانواده های شهدا و رزمندگان را بر عهده داشتند و گروهی هم به صورت مددکار بودند که دیدار با خانواده های شهدا و ایثارگران را انجام می دادند و درواقع همراه خانواده های شهدا بودند و با آنها زندگی می کردند.

***پادگان امام حسین (ع) مقر اعزام رزمندگان به جبهه ها بود

90 درصد از رزمندگان از پادگان امام حسین(ع) به جبهه ها اعزام می شدند. صحنه عجیبی بود چرا که بسیاری از مادران در شرایطی فرزندان خود را به جبهه راهی می کردند که شاید حتی می دانستند که ممکن است برگشتی درکار نباشد و با غلبه بر احساس مادرانه شان بغض ها را در خود می شکستند و بچه ها را راهی جبهه می کردند حتی مادرانی بودند با وجود شهادت 1یا 2 فرزندشان بازهم برای بدرقه دیگر فرزندانشان آمده بودند و آنها را تقدیم خدای خود کردند.به یاد دارم که مادری پشت یک درخت در جلوی درب پادگان خود را مخفی کرده بود تا فرزندش متوجه حضور او نشود، همان فرزند رفت و مفقود الاثر شد تا اینکه بعد از گذشت 12 سال پیکرش پیدا شد.

***خرم آباد ؛ دومین شهر بمباران شده دوران جنگ

فکرش هم سخت است وقتی می دیدی مردم بی گناه مدام درمعرض بمباران بودند حتی در سال هایی که بمباران در ماه رمضان بود مردم روزه دار و غیرت مند حتی یک لحظه هم خسته نشدند و به زندگی ادامه  دادند؛ مادر شهید امیدی وقتی جنازه دخترش زیر آوار مانده بود ولی اجازه نداد کسی جز خودش جنازه  دختر شهیدش را از زیر آوار بیرون بکشد و خودش به تنهایی این کار را انجام داد.

 *** دلخراش ترین عملیات

رزمندگان همگی شاخص هستند ولی عملیات مرصاد دلخراش ترین و شاید باورنکردنی ترین عملیات بود که در آن تمام افراد از شهری تا روستایی با اسلحه  های خودشان به منطقه عملیاتی مرصاد رفتند.حضورافراد به شکلی بود که به دلیل کثرت نیرو بسیاری از آنها را بازگردانیدند.یکی از رزمنده ها که برای راهی شدن آمده بود و  خانواده اش  یک بسته مواد غذایی برایش آماده کرده بودند، چند بار بسته را زمین گذاشت و برداشت که در نهایت بسته را روی زمین جا گذاشت و رفت چراکه  می خواست از همان مواد غذایی دیگر رزمنده ها استفاده کند تا هیچ تفاوتی با آنها نداشته باشد و با دیگر رزمنده ها همرنگ شود.

 

نویسنده: سیده راضیه رازانی

مطالب مرتبط:
برچسب ها: فتانه سلاحورزی 
برای دریافت جدیدترین بسته اخبار روز اینجا کلیک کنید   
نام:
ایمیل:
* نظر شمـا:
اخبار استان
اخبارجديد
پربحث ترین